۱۳۸۷ آبان ۱۱, شنبه

آیا سیاست را باید دنبال کرد یا خیر؟

در انگاره و باورم، هر قدر هم به سیاست بی علاقه باشیم، اما باز این سیاست است که رفتار اجتماعی ما را در تعامل با دیگران تنظیم می کند. اندکی به پیرامون خود بنگریم و ببینیم در تعامل با افراد چه نکات و مواردی را در نظر می گیریم و سپس کنش و واکنش نشان می دهیم. اینها از نگاهی وسیع تر، همان سیاستی هستند که ما به آنها بی علاقه ایم؛ بنابراین ما خواسته یا ناخواسته باید به سیاست علاقه مند باشیم، زیرا که رفتار ما با سیاست تنظیم می شود و جایگاه ما با سیاست در جامعه فرا می رود و فرو می نشیند. افراد بی سیاست را در جامعه بنگرید! اینان به خاطر بی سیاستی در انتهای کاروان جامعه مانده اند. با این مقدمه، این گفته ها را از فردی به نام محمود محفوظ از مصر بخوانید :

از آن رو که حقیقت نسبی است، بنابراین آزادی بیان باید مطلق باشد. هیچ کس حقیقت را در اختیار ندارد تا حق دیگران را در تلاش برای نزدیک شدن به حد و مرز آن مصادره نماید.
نیز: دمکراسی ، فرشته ساز نیست اما اجازه بازپرسی شیاطین را فراهم می سازد.
اندیشه سیاسی بر آن است که سیاست هنر و دانش مدیریت مصالح است و مصلحت سیاسی تعیین می کند که دشمن دیروز دوست امروز باشد و دوست امروز دشمن فردا. و در وهله بعد، در گستره عمل و کنش سیاسی دوستی های پایدار یا دشمنی های پایدار وجود ندارد بلکه آنچه هست دوستی های مرحله ای و دشمنی های دوره ای است. تا زمانی که مصلحت سیاسی اقتضا می کند، دوستی هم ضروری است. مصلحت در دانش سیاسی استراتژی است و دوستی و تمایل یک تاکتیک.
و گفته آخر اینکه، مرگ در ورای هر لحظه ای که هنوز فرا نرسیده است، پنهان است.
به امید روزگاری خوش
08-11-01 یا همان 11-08-87

هیچ نظری موجود نیست: