۱۳۸۷ آذر ۳۰, شنبه

"است" یا "باشد"؟ - بخش اول

تاکنون چنین آرزویی نداشتم اما دیروز بود که آرزو کردم ای کاش دولت آقای احمدی نژاد تمامی روزنامه ها را بی دلیل و با دلیل توقیف و تعطیل می کرد. اما استدلالم چیست؟
همان طور که گفتم ماجرا از دیروز شروع شد، زمانی که با یکی از دوستان درباره صحت و سقم فعل"باشد" بحث کردم. ایشان که کارشناسی ارشد یکی از رشته های صنعتی است و در سابقا در مجله شهروند و اکنون در یکی از روزنامه رسمی مشغول به فعالیت در حوزه موسیقی است، بر آن بود که فعل باشد از اصل و اساس اشتباه است و نمی باید این فعل را استفاده کرد.
بحث ما بسیار بالا گرفت و من هر چه منبع و مأخذی از ایشان خواستم متاسفانه ایشان تنها الحاح و اصرار می کرد که این فعل خطاست و هیچ دلیل و مدرکی در این باره نمی آورد.
ایشان را به اشعار قدمای خودمان ارجاع دادم و گفتم: تا زمانی که "است" را داریم مجاز به استفاده از "باشد" نیستیم اما زمانی که است تکرار شد، برای منع تکرار، به صورت تسامحی باشد را می آوریم. خاصه اینکه قدمای ما در متون نثر و نظم فعل باشد را استفاده کرده اند و خود فعل باشد یکی از وجوه مصدر "استن" یا "هستن" می باشد که ما آن را به صورت مصدر "باشیدن" هم استفاده می کنیم.
حافظ گفته است :
من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم - لطف ها می کنی ای خاک درت تاج سرم.
به هر حال، بحث ما به جایی نکشید و هر چه گفتم که می توان به غلط ننویسیم ابو الحسن نجفی و ویرایش و نگارش غلامحسین غلامحسین زاده و امثال آنها مراجعه کرد، حرف مرا نپذیرفت.
دوست دیگری هم الحاح می کرد که ایرادی ندارد اگر بعد از فعل وصفی، "و" بیاوریم و یا اینکه فعل را بی قرینه حذف کنیم.
همان لحظه بود که می گفتم کاش این روزنامه ها را تخته کنند تا زبان فارسی حداقل از ناحیه روزنامه ها بیش از این ضربه نخورد.
اما علت را بايد در کجا جست؟
ادامه دارد

هیچ نظری موجود نیست: