۱۳۸۷ آذر ۲۴, یکشنبه

سیاست، انتخابات.. این آلودگی ناگزیر -بخش اول

در نگاشته های پیشین چنین نوشته بودم که افراد نمی توانند فارغ از سیاست و به عبارتی تدبیر، امور خود را به انجام رسانند و در جامعه جایگاهی متناسب با شأن خود بیابند. اما سوای این توجیه و این استدلال، ما در مملکتی زندگی می کنیم که حتی نمی توان در آن فارغ از سیاست نفس کشید و هر رفتاری و کنشی از سوی افراد با دیدگاهی سیاسی بدان توجه و پرداخته می شود.
از این رو، به رغم آنکه تمام سعی ام آن بوده که این وبگاه میدانی برای عرض اندام سیاست نباشد، اما به هر حال با توجه به دلایل بالا و نیز از آن رو که سیاست بخشی از علوم و دانش بشری است، ناچارم دست به سیاست بیالایم و اندکی درباره سیاست بنویسم؛ البته مشخصا درباره انتخابات ریاست جمهوری ایران.
نمی دانم تا کنون تمامی روسای جمهوری که در ایران به این پست دست یازیده اند و هشت سال از عمر گرانبهای خود را در "خدمت به ملت شریف ایران" گذرانده اند، همگی از رهگذر صندوق های رای به این پست رسیده اند یا اتفاق نظری حکومتی در این باره بوده است، اما به هر حال با این دیدگاه که در اسلام حکم بر برائت افراد است، به سراغ این انتخابات می روم.
طبق برخی پیش بینی ها، افراد متعددی و از بارزترین آنها کروبی، خاتمی، میر حسین موسوی، احمدی نژاد، لاریجانی، قالیباف، محسن هاشمی رفسنجانی، مظاهری و.... خود را برای وارد شدن به این آوردگاه آماده کرده اند.
از آن رو که هدف روشنگری است و آگاهی از خفایا و خبایای هر فردی است تا بتوان آگاهانه با آنان تعامل کرد، بنده دیدگاه خود درباره این افراد را چنین ابراز می دارم، امیدوارم که اشتباه باشد.
آقای کروبی : ایشان تنها برای انتقام گیری شخصی به میدان می آیند هر چند که از پیش می دانند شکست خورده میدان اند و آزمون های پیشین پاسخ بسیار خوبی برای زورآزمایی های ایشان بوده اما نارو زدن های اصلاح طلبان و شکست خوردن از اصولگرایان و افراطیون جناح راست در انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری، عامل اساسی و محوری در کاندیداتوری ایشان است.
ایشان بنا به خوی و خصلت روستایی و پیشینه قبیلگی خویش و به رغم آن همه اندوخته سیاسی و سخن راندن از تحمل سیاسی، متاسفانه نتوانسته اند خود را با خوی و خصلت سیاسی و مصالح ملی کشور تطابق دهند و همچنان بر انتقام کشی تاکید می ورزد. البته آمدن ایشان محاسنی دارد اما متاسفانه ایشان رئیس جمهور نخواهند شد.
آقای خاتمی : ایشان در طول هشت سال فلسفه بافی کردند، گفتند، سخن راندند، بیان کردند، اظهار نظر کردند، تربیون آزاد گذاشتند، گفتمان راه انداختند و رفتند و به تنها چیزی که توجه نکردند مردم ایران بودند. تمام توجه ایشان مردم تهران بود و در معنای توسعی مردم فرهیخته و به اصطلاح روشنفکر که همگان دیدند کشور را به کجا بردند.
خاتمی در صورت حضور در این دوره از انتخابات بزرگ ترین خیانت را مرتکب شده اند. ایشان در دو دوره رقابت انتخاباتی تنها به دلیل سوء عملکرد هاشمی رفسنجانی - البته از دیدگاه مردم - رای آوردند. اگر رفسنجانی به اقتصاد توجه کرده بود و به فرهنگ نپرداخته بود، خاتمی از این نقطه ضعف "سوء" استفاده کرد و رای آورد و هشت سال زمام این مملکت را به دست گرفت.حال هم اگر بیاید، همان تجربه را تکرار کرده و بر دوش احمدی نژاد سوار خواهد شد و بر اریکه قدرت تکیه خواهد زد.

ادامه دارد

هیچ نظری موجود نیست: