باز هم و برای بیست و دومین بار نمایشگاه موسوم به نمایشگاه بین المللی "کتاب" در تهران افتتاح شد. دیروز جمعه بعد از ظهر برای خرید شماری از کتابها رفتم. مترو که پیاده شدم، جمعیت آن قدر زیاد بود که حرکت به سوی خروجی متروی اگر نگویم میلیمتری باشد، سانتی متری بود. بعد از چهل و پنج دقیقه توقف در میان سیل جمعیت "کتابخوان" کشور که همگی از اقصی نقاط تهران و نه ایران به این نمایشگاه آمده بودند، وارد مصلی شدم.
در همین ابتدای سخن بگویم که واقعا مایه نگرانی جامعه جهانی خواهد بود که ما اینهمه کتابخوان داریم و حداقل اینهمه علاقه مند به کتاب.
اما واقعا ما اینهمه کتابخوان داریم؟ به ضرس قاطع نه. اینهمه علاقه مند به کتاب داریم؟ این هم به ضرس قاطع نه. اگر واقعا کتابخوان داشتیم و میانگین مطالعه در ایران بسیار بالا بود که حداقل اینهمه سیل جمعیت در مترو به اصطلاح گیر نمی افتادند، به طوری که برخی ها به هنگام برگشت از مصلی یا همان نمایشگاه در راه پله های مترو وقتی از میان سیل جمعیت می گذشتند، فریاد می زدند: آزادی. رهایی. آخیش خلاص شدیم.
بگذریم.
اگر شما خواننده محترم این مطلب کتابخوان هستید، نمی گویم کمتر از من چیز درباره این نمایشگاه می دانید، فقط دوست دارم به عنوان یک دوست توصیه هایی برای شما دارم، البته در صورتی که مایل به رفتن به نمایشگاه باشید.
پیش از همه اینکه، شما به عنوان یک کتابخوان می دانید که نمایشگاه کتاب در خلال اردیبهشت افتتاح می شود. بنابراین می توانید فهرستی از کتاب های مورد نیاز خودتان را با نام انتشارات آن، پیش از نمایشگاه یادداشت کنید تا به راحتی بتوانید کتاب های خود را بخرید و از میزان خستگی و وقت گرفتگی شما کاسته شود.
نکته دیگر اینکه در صورتی که شما به منابعی که بیشتر حالت مرجع اصلی خارجی دارند و چندان هم ضروری نیستند که شما بخواهید طی سال بخرید، می توانید آنها را فهرست کرده و از کتابفروشی های عربی، انگلیسی و فرانسه و ... خریداری کنید. حتما خودتان باید بدانید که کدام کتابفروشی عربی یا انگلیسی و ... کتابهای مرجع مثل دیکشنری، دایره المعارف و نظایر آنها را می فروشد.
از نکته ای دیگر نیز نباید غافل ماند که ضرورتی ندارد فرد کتابخوان هر روزه به نمایشگاه برود یا اینکه اصلا نمایشگاه برود. برخی ها تحت عنوان تخفیف گرفتن به نمایشگاه می روند، خودتان هم می پذیرید وقت، پول و توانی که طی گشتن نمایشگاه برای خرید یک کتاب هزینه می کنید آن قدر زیاد می شود که آن تخفیف را نمی گیرید هیچ، چیزی افزون هم باید در این میان بپردازید. خاصه اینکه کرایه خودرو و امثالها طی روزهای نمایشگاه چنان زیاد می شود که صحبت درباره آن در اینجا این نوشتار را به درازا می کشاند.
توصیه دیگر اینکه سعی کنید زمانی بروید که میزان مراجعه مردم به نمایشگاه در اندک ترین حد است. مثلا روز شنبه یا یکشنبه صبح. کتاب های ضروری خودتان را می خرید و خیلی زود برمی گردید.
حال، این نظر پذیرفتنی است که صرفا همین رفتن نوجوانان و نه بزرگسالان به نمایشگاه می تواند انگیزه ای برای گرایش آنان به کتابخوانی باشد. خودم شخصا به خواهر و برادرهایم توصیه می کنم در این مدت زمان از شهرستان به تهران بیایند تا با قرار گرفتن در این جو، علاقه مندی اشان به کتابخوانی افزون شود.اما بزرگسالان محترمی که دیگر پا به سن گذاشته اند یا مادران و پدرانی که بچه به دست در این ازدحام جمعیت بی رحم و سیل آسا کودکان خود را با خود همراه می آورند، به قول خانمها واقعا که...
در همین ابتدای سخن بگویم که واقعا مایه نگرانی جامعه جهانی خواهد بود که ما اینهمه کتابخوان داریم و حداقل اینهمه علاقه مند به کتاب.
اما واقعا ما اینهمه کتابخوان داریم؟ به ضرس قاطع نه. اینهمه علاقه مند به کتاب داریم؟ این هم به ضرس قاطع نه. اگر واقعا کتابخوان داشتیم و میانگین مطالعه در ایران بسیار بالا بود که حداقل اینهمه سیل جمعیت در مترو به اصطلاح گیر نمی افتادند، به طوری که برخی ها به هنگام برگشت از مصلی یا همان نمایشگاه در راه پله های مترو وقتی از میان سیل جمعیت می گذشتند، فریاد می زدند: آزادی. رهایی. آخیش خلاص شدیم.
بگذریم.
اگر شما خواننده محترم این مطلب کتابخوان هستید، نمی گویم کمتر از من چیز درباره این نمایشگاه می دانید، فقط دوست دارم به عنوان یک دوست توصیه هایی برای شما دارم، البته در صورتی که مایل به رفتن به نمایشگاه باشید.
پیش از همه اینکه، شما به عنوان یک کتابخوان می دانید که نمایشگاه کتاب در خلال اردیبهشت افتتاح می شود. بنابراین می توانید فهرستی از کتاب های مورد نیاز خودتان را با نام انتشارات آن، پیش از نمایشگاه یادداشت کنید تا به راحتی بتوانید کتاب های خود را بخرید و از میزان خستگی و وقت گرفتگی شما کاسته شود.
نکته دیگر اینکه در صورتی که شما به منابعی که بیشتر حالت مرجع اصلی خارجی دارند و چندان هم ضروری نیستند که شما بخواهید طی سال بخرید، می توانید آنها را فهرست کرده و از کتابفروشی های عربی، انگلیسی و فرانسه و ... خریداری کنید. حتما خودتان باید بدانید که کدام کتابفروشی عربی یا انگلیسی و ... کتابهای مرجع مثل دیکشنری، دایره المعارف و نظایر آنها را می فروشد.
از نکته ای دیگر نیز نباید غافل ماند که ضرورتی ندارد فرد کتابخوان هر روزه به نمایشگاه برود یا اینکه اصلا نمایشگاه برود. برخی ها تحت عنوان تخفیف گرفتن به نمایشگاه می روند، خودتان هم می پذیرید وقت، پول و توانی که طی گشتن نمایشگاه برای خرید یک کتاب هزینه می کنید آن قدر زیاد می شود که آن تخفیف را نمی گیرید هیچ، چیزی افزون هم باید در این میان بپردازید. خاصه اینکه کرایه خودرو و امثالها طی روزهای نمایشگاه چنان زیاد می شود که صحبت درباره آن در اینجا این نوشتار را به درازا می کشاند.
توصیه دیگر اینکه سعی کنید زمانی بروید که میزان مراجعه مردم به نمایشگاه در اندک ترین حد است. مثلا روز شنبه یا یکشنبه صبح. کتاب های ضروری خودتان را می خرید و خیلی زود برمی گردید.
حال، این نظر پذیرفتنی است که صرفا همین رفتن نوجوانان و نه بزرگسالان به نمایشگاه می تواند انگیزه ای برای گرایش آنان به کتابخوانی باشد. خودم شخصا به خواهر و برادرهایم توصیه می کنم در این مدت زمان از شهرستان به تهران بیایند تا با قرار گرفتن در این جو، علاقه مندی اشان به کتابخوانی افزون شود.اما بزرگسالان محترمی که دیگر پا به سن گذاشته اند یا مادران و پدرانی که بچه به دست در این ازدحام جمعیت بی رحم و سیل آسا کودکان خود را با خود همراه می آورند، به قول خانمها واقعا که...
اگر مطلب تازه ای در این باره به ذهنم خطور کرد، حتما خواهم نوشت. شما هم برای ما بنویسید.
به امید روزگاری خوش
09-05-09 یا همان 18-02-88
۱ نظر:
من دقیقا همان پی نوشتی هستم که شما امیدوار بودید جوابش بله باشد. رفته بودم گزارش انتخاباتی بگیرم. به خاطر همین دردها بود که دلم می خواست لب از لب باز نکنم. همشهری که شروع کند به چاپ ویژه نامه های انتخاباتیش، توی شماره اول گزارش من هم هست. از دردها آنقدری که فضای گزارش و هدفش اجازه می داد نوشتم. لابد می فهمید این آنقدر چقدر است! باقی ماند پس ذهنم که هی دلم را سوزن سوزن می کند... هی روحم را پاره پاره...
ارسال یک نظر