می خواستم به مناسبت سالگرد شهادت امام علی علیه السلام مطلبی بنویسم اما وقتی به موضوع فکر کردم این نکته به یادم آمد که علی خودش، خودش را معرفی می کند چه نیازی دارد به معرفی من. در ثانی مگر من ادعای شیعه بودن او را نمی کنم؟ خب حتما درباره اش می دانم و نیازی به آشنایی بیشتر با وی ندارم.
اما فارغ از تمامی دانسته هایمان درباره امامی که علی علیه السلام می خوانیمش و ولادتش را جشن می گیریم و در یاد شهادتش اشک می ریزیم، باید اذعان کنم که اغلب ما، نه با علی صداقت و صراحت نداشته ایم و نه با خودمان که یا علی را رد کنیم یا تایید. چرا که تاییدش ضروریاتی را می طلبد که ما طاقت حتی شنیدن آنها را نداریم و نه توان انکار علی را داریم که واقعیتی است تاریخی و در ثانی، شیعه رسمی ما را از خود می راند.
اما ضروریات شیعه علی بودن چیست؟ به تاکید برای هر شیعه ای بلکه برای هر مسلمانی این ضروریات متفاوت است ، همان گونه که تعریف علی رسمی و علی مردمی بسیار متفاوت است. یادم می آید در یکی از کلاسهای درس معلم می گفت که خدا برای هر کسی تعریفی دارد و تعریف من از خدا با تعریف مثلا فلان یا بهمان متفاوت است. در صدد مقایسه یا یافتن تشابه میان آنها نیستم. اما این موضوع درباره تمامی مسائل صدق می کند. مطمئنا شما هم می پذیرید که تعریف من از کامپیوتر یا ماشین یا هر چیز دیگر با تعریف شما درباره همان چیزها متفاوت است. بنابراین، ضروریاتی که شیعه علی بودن برای هر کسی اقتضا می کند متفاوت و متعدد و مختلف و گونه گون است.
علی برای برخی ها به معنای عدالت، راستگویی، جوانمردی، اندیشه ورزی و روشنفکری، صداقت، صبر و تحمل، دلاوری، منطق گرایی و تحمل مخالف با تمامی تفاوت هایش است، اما برای برخی دیگر، علی به معنای "ابزاری" برای تحقق برخی اهداف است. علی در نگاه اینان فقط در صحنه جنگ ظاهر می شود، فردی شمشیر به دست و انسانی خشن است که به مخالف رحم نمی کند و او را اصلا نمی بیند (نمی دانم اما چرا علی همواره با معاویه نامه نگاری می کند و او را پند می دهد)علی همچنین در هیچ نشست اندیشمندانه ای شرکت نمی کند وسخنی اندیشه ورزانه و خردمندانه بر زبان نمی راند.(تا به حال در کتابها خوانده اید علی فردی دانشمند و روشنفکر هم بوده است؟) او فردی است که نمی توان بدان نزدیک شد یا با او صحبتی و درددلی کرد یا با او شوخی کرد. ببینید تعریف ها درباره علی علیه السلام چه قدر متفاوت اند و با هم چه اندازه فرق و فاصله دارند. این بستگی به شما دارد که تحقیق کنید و نهج البلاغه را تورقی کنید و ببینید علی کیست یا اینکه هر چه دیگری بگوید را با جان و دل بپذیرید و همان علی دیگری را بپذیرید.
پیشنهاد می کنم روزی پنج دقیقه علی به معنای واقعی و حقیقی اش و علی به معنای رسمی و دولتی اش را سبک سنگین کنید. کافی است از این سئوال شروع کنید که چرا در هیچ کدام از مساجد و مراکز عبادی دینی ما نهج البلاغه ای در کنار قرآن دیده نمی شود و تنها برخی ادعیه و از این گونه کتابها، طاقچه های این مراکز را پر کرده اند؟ این هم یادتان نرود که همیشه اطلاعاتی که به صورت آماده و مهیا در اختیار شما قرار می گیرند، الزاما درست و مطابق واقعیت نیستند. این شمایید که باید در پی حقیقت بروید. چرا که اگر همه اخبار و اطلاعاتی که در کوچه و خیابان و اینجا و آنجا منتشر می شوند، درست باشند، مطمئنا تمام مردم دانشمند و اندیشه ورز و متفکر و .... می شدند و هیچ جاهل و نادانی نمی ماند.این را درباره تمام مسائل به یاد داشته باشید.
پس از چند روز فکر، به هر حال به نتیجه ای خواهید رسید و یکی از این دو علی را خواهید پذیرفت. این نکته را هم فراموش نکنید که نباید از علی ترسید. علی مثل همه ما انسان بود و نوشته ها و گفته هایش این را می گوید. بخوانید کتاب او را و ببینید که او فرد اندیشمندی بوده و چنین فردی آن قدر سعه صدر دارد که تمام انتقادات ما را بپذیرد چرا که می داند پایه های اعتقادی اش آن قدر محکم و قوی است که با انتقادات ما به باد نمی رود. تنها کسانی از مخالفت و انتقاد می ترسند که پشتوانه فکری برای خود ندارند.
امیدوارم سال آینده به هنگام ولادت علی، به جای آنکه به جشن های کذایی برویم و در سالگرد شهادتش به جای آنکه گریه ها و نوحه های عربده آمیز سر بدهیم که فقط برای خلق الله مزاحمت ایجاد می کند و روز ولادت و شهادت علی را به دردسر بدل می کنند، مثل امسال کتابی به دست بگیریم و درباره علی یک کتاب بیشتر بخوانیم یا اینکه حداقل نهج البلاغه اش را باز کنیم و باز حداقل به سراغ کلمات قصارش برویم و کمی فکر و بعد ....
برای شروع می توانید کتاب زندگانی امام علی علیه السلام از سید جعفر شهیدی را بخوانید. انتشاراتی اش را یادم نیست.
به امید روزگاری خوش
88-06-19 یا همان 10-09-09
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر